X
تبلیغات
رایتل
وقتی که نوجوان بودم یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایستاده بودیم. جلوی ما یک خانواده پرجمعیت ایستاده بود و به نظر می رسید وضع مالی خوبی نداشته باشند. شش بچه مودب که همگی زیر دوازده سال سن داشتند و لباس هایی کهنه و در عین حال تمیز پوشیده بودند دوتا دوتا پشت پدر و مادرشان دست همدیگر را گرفته بودند و با هیجان زیادی در مورد برنامه ها و شعبده بازی هایی که قرار بود ببینند صحبت می کردند ؛ مادر نیز بازوی شوهرش را گرفته بود و با عشق به او لبخند می زد. وقتی به باجه بلیط فروشی رسیدند متصدی باجه از پدر خانواده پرسید : چند عدد بلیط می خواهید ؟ پدر خانواده جواب داد : لطفا شش بلیط برای بچه ها و دو بلیط برای بزرگسالان. متصدی باجه قیمت بلیط ها را اعلام کرد ؛ پدر به باجه نزدیکتر شد و به آرامی از فروشنده بلیط پرسید : ببخشید ، گفتید چه قدر ؟! متصدی باجه دوباره قیمت بلیط ها را تکرار کرد. ناگهان رنگ صورت مرد تغییر کرد و نگاهی به همسرش انداخت ، بچه ها هنوز متوجه موضوع نشده بودند و همچنان سرگرم صحبت درباره برنامه های سیرک بودند. معلوم بود که مرد پول کافی نداشت و نمیدانست چه بکند و به بچه هایی که با آن علاقه پشت او ایستاده بودند چه بگوید.

پدرم که متوجه ماجرا شده بود دست در جیبش برد و یک اسکناس بیست دلاری بیرون آورد و روی زمین انداخت سپس خم شد و پول را از زمین برداشت و به شانه مرد زد و گفت : ببخشید آقا ، این پول از جیب شما افتاد ! مرد که متوجه موضوع شده بود ، همانطور که اشک در حدقه چشمش لق لق میزد گفت : متشکرم آقا.
مرد شریفی بود ولی در آن لحظه برای اینکه پیش بچه ها شرمنده نشود کمک پدرم را قبول کرد …
بعد از اینکه بچه ها به همراه پدر و مادرشان داخل سیرک شدند ، من و پدرم آهسته از صف خارج شدیم و به طرف خانه برگشتیم و من در دلم به داشتن چنین پدری افتخار کردم و آن زیباترین سیرکی بود که به عمرم نرفته بودم و فهمیدم که انسان باید ثروتمند زندگی کند تا آنکه ثروتمند بمیرد !!!

نظرات (4)
شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 22:56
دوست خوب شما نیز لینک شدید...
امتیاز: 0 0
دوشنبه 20 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 21:34
با سلام. مایلم تبادل لینک کنم باهاتون.اگه شما مایلید من رو با اسم

جوک،سرگرمی،قالب وبلاگ و ...



لینک کنید و بعد لینکتون رو از قسمت ارسال لینک برام بفرستید خودم میخواستم از اول لینکتون کنم اما گفتم خودتون بگید با چه اسمی لینک کنم بهتره با تشکر خدانگهدار
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 29 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 13:12
با سلام خدمت مدیر یا مدیران سایت می خواستم درمورد نداشتن اشکال وایراد حقوقی وشرعی برای کپی برداری واستفاده از مطالب سایت خوب شما در ساخت یک کتاب اندرویدی با ذکر منبع کسب اجازه کنم.
در صورت رضایت یا عدم رضایت خود به من از طریق ایمیل اطلاع دهید.
با تشکر
لطفا هرچه سریع تر پاسخ را به ایمیل من اطلاع دهید ونظر خود را اعلام کنید
امتیاز: 0 0
پنج‌شنبه 7 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 11:51
خیللللللللللللللللللللللللللللللللی قشنگ بود
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد